ویدیو

سخنرانی رئیس‎جمهور محمد اشرف غنی در هفتاد و دومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد

 

  • GMIC Facebook
  • GMIC Twitter
متن کامل سخنرانی محمد اشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در کنفرانس مشترک رهبری ارشد ارگان های امنیتی و دفاعی، قوماندانان اردوی ملی، پولیس ملی، امنیت ملی و قوماندانی حمایت قاطع PDF چاپ نامه الکترونیک
  
چهارشنبه 12 عقرب 1395 ساعت 10:26

بسم الله الرحمن الرحیم

محترم وزیر صاحب دفاع، محترم وزیر صاحب داخله، جناب ستانکزی صاحب، لوی درستیز صاحب، معین صاحب ارشد جناب جنرال صاحب خالق خان، جناب جنرال صاحب نکولسن، قوماندان صاحب های قول اردو، قوماندان صاحب های زون پولیس، جنرال صاحبان، دگروال صاحب ها و تمام برادران،

السلام علیکم ورحمت الله وبرکاته!

تشکر از اینکه مرا فرصت دادید که در این کنفرانس ارزشمند همرای تان شریک باشم. در اول درود به روان پاک شهدای قوای امنیتی و دفاعی افغانستان، وقتیکه تاریخ این مملکت نوشته شود، این به یقین خواهد بود که اولاد های صادق این خاک بقای این خاک را به قیمت خون خود تامین کرده اند. تمام افغانستان از قوای امنیتی و دفاعی خویش مشکور و ممنون است. هر قطره خون این ها عزت، حیثیت و سلامت ارضی و حاکمیت قانون و دوام قانون اساسی را در افغانستان گرنتی کرده است. نه دستآورد های کنفرانس وارسا، نه تقویه جهانی و نه هم کنفرانس بروکسل بدون قربانی سربازان، بریدملان، ساتنمنان، افسران، جنرالان و سطح اداری قوه امنیتی و دفاعی افغانستان ممکن می بود. دنیا به وضاحت و مردم قربانی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را درک کرده و از این جهت ما از پیمان های کوتاه مدت به یک مشارکت وسط مدت و ان شاالله و تعالی مشارکت دوام مدت در حال تغییر هستیم. از این جهت از هر کدام شما بحیث سرقوماندان اعلی تان من می خواهم شخصاً افتخار کنم و نقطه دوم این است که امید است برای همه تان معلوم باشد که امروز قاطبه ملت افغانستان به یک زبان و یک اجماع، از قوای امنیتی و دفاعی خود پشتیبانی می کنند و در صد سال گذشته من فکر نمی کنم که شما شاهد این چنین اجماع سرتاسری در تقویه و اعتماد بر قوای امنیتی و دفاعی خود بوده باشید و از اینکه من همرای هر کدام تان وقت گذشتانده ام،  نتایج کار هرکدام تانرا می بینم و به صورت دوامدار همرای تان در تماس هستم. من می دانم که شما به چه جدیت و قوت ایمان کار می کنید. در عین حال من می خواهم از جنرال صاحب نکولسن و همکاران بین المللی ما ابراز امتنان کنم که واقعاً شانه به شانه همرای ما ایستاده اند و سرعت حرکت از این ها مخصوصاً در ماه گذشته که بار اول بود که هر شش قول اردوی افغانستان و فرقه ۱۱۱ همزمان مصروف جنگ های مهم بودند از همکاری این ها و در عین حال از رهبری جناب ستانکزی صاحب، جاهد صاحب، حبیبی صاحب، لوی درستیز صاحب و همه قوماندان های قول اردو و زون ها ابراز امتنان می کنم.

هدف ما چیست؟ یک قوای امنیتی و دفاعی که محور صلح، ثبات و رفاه یک افغانستان متحرک باشد، فکر نکنید که کار شما با فتح در جنگ که ان شاالله و تعالی با پیروزی حتمی است، خاتمه پیدا می کند. قوای امنیتی و دفاعی افغانستان باید محور یک افغانستان با ثبات باشد و آن محوری بودن معنایش این است که انحصار مشروع قوا تنها و تنها در چارچوب قانون اساسی به قوای امنیتی و دفاعی افغانستان تعلق خواهد گرفت. مشکلات امنیتی ما تنها به جنگ منحصر نیست، تهدیدات ما از اقتصاد جرمی گرفته تا اختطاف وغیره، تهدیدات نیست که به یکبارگی گم شود. بنابرین تمام اراکین قوای امنیتی و دفاعی ما اطمینان داشته باشند که من بحیث رئیس جمهور و سرقوماندان اعلی قوای مسلح کاملاً متعهد به حفاظت و استحکام قوای امنیتی و دفاعی افغانستان هستم.

من در چهار بخش دیگر همرای تان صحبت دارم، اول بررسی دو سال گذشته است، سال ۱۳۹۴ چه رقم سال بود و سال ۱۳۹۵ چه رقم سال است. در سال ۱۳۹۴ ابهام مشکل سرتاسری ما بود، وقتیکه این وظیفه خطیر از جناب کرزی صاحب برای من به بار اول به اساس اراده مردم افغانستان یافت، اگر به یاد داشته باشید، اکثریت شاید از نود فیصد زیادتر مبصرین داخلی و خارجی به این گمان واهی بودند که قوای امنیتی و دفاعی افغانستان تاب مقابله را نخواهد داشت. امروز امید است مردم افغانستان از مبصرین مذکور بپرسند که آیا حاضر هستید از قوای امنیتی و دفاعی افغانستان معذرت بخواهید؟ و آیاحاضر هستید که بگویید غلط فهمیده بودید. این قهرمانان کشور را شما درک نکرده بودید، این احساس ملی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را شما نادیده گرفته بودید. از پیلوت های قهرمان ما تا تمام سربازان ما به وضاحت نشان دادند که ما قابلیت دفاع این خاک را داریم اما جنگ ما در سال ۱۳۹۴ جنگ بقای ما بود. به اساس تخمین من حداقل از شش مرحله جنگ گذر کرده ایم. مراحل را به تفصیل نمی گویم زیرا شما بیشتر در آن وارد هستید، اما اگر به یاد داشته باشید، اولین حمله بالای دانگام صورت گرفت و سه هفته وقت گرفت تا ما جواب آنرا بدهیم. تیت و پاشان بودیم و مشکلات دیگر نیز بود، اما در ختم سال۱۳۹۴ پانزده تا بیست عملیات را شما روزانه انجام میدادید. من شاهد یک تغییر کیفی واضح و بهبود انسجام بودم. ابهام در این بود که مناسبات بین المللی ما مورد سوال بود، ما در حقیقت با یک تعهد شش ماهه شرکای بین المللی ما پیشرفت داشتیم، اما در ختم این سال توانستیم فضا را وسیعتر بسازیم و ثابت کنیم که افغانستان دوباره یک نقطه محوری بوده می تواند و در ختم سال۱۳۹۵ دیدید که برخلاف توقع تمام منطقه و مبصرین اول ایالات متحده امریکا که ما همیشه از رئیس جمهور اوباما ممنون خواهیم بود و باز تمام دنیا تعهد بسیار واضح تمویل، تجهیز و تعلیم قوای امنیتی افغانستان را در کنفرانس وارسا به دوش گرفتند، از این جهت سال ۱۳۹۵ برخلاف سال ۱۳۹۴ یک دفاع منظم بود. سال ۱۳۹۴ ما با حوادث عکس العمل نشان می دادیم و در اینجا نوع مدیریت که شما نشان دادید، مخصوصاً جناب ستانکزی که خاصتاً از پیش شان تشکر می کنم و از همه دیگر یک به یک نام نمی گیرم، قوماندان صاحبان قول اردو و همه افتخار ما هستید. در حالتیکه جنگ را به صورت عکس العملی اداره می کنیم، یک نوع مدیریت به کار است. هر کندک ما آواز این بیرون می شد که حمایه هوایی اما حمایه هوایی کافی وجود نداشت، مجبور بودیم خود را با شرایط تطابق بدهیم. در ختم ۱۳۹۴ چی بود، دشمن نتوانست دو اهداف ستراتیژیک خود را بدست بیآورد. این دو هدف چی بود، هدف اول شان سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان بود و هدف دوم شان تقسیم این جغرافیای مقدس به دو جغرافیایی سیاسی بود. هدف شان این بود که حد اقل سه تا شش ولایت افغانستان را بالایش بیرق های دیگر را بلند کنند، اما ما به قوت توانستیم در این دو هدف آنها را ناکام بسازیم. اگر به صورت مقایسوی کسانی بی طرف قضاوت کنند، اراده، نیت و مدیریت تان باید مقایسوی باشد، با کی مقایسه می کنیم، اول با موجودیت ۱۳۰ هزار قوای بین المللی،  ۱۳۰ هزار مجهزترین قوای بین المللی بیرون شدند اما شما به همت تان توانستید وضعیت را از سقوط که قابل پیش بینی بود یا از اراده شوم که دشمنان ما داشتند، جلوگیری کنید. دوم با عراق، سوریه، لیبیا، یمن ممالک دیگر مقایسه کنید. قضاوت باید عادلانه باشد، من از مبصرین تعهد نمی خواهم تنها قضاوت عادلانه می خواهم. اما برای تان اطمینان میدهم که مردم افغانستان و سرقوماندان اعلای تان از فداکاری های تان همیشه ممنون خواهند بود.

در این دوران امید است ثابت شده باشد که شما یک سرقوماندان اعلی دارید که هر لحظه همرای شما همنواست. من افتخار دارم که وظیفه سوم من سرقوماندانی اعلی قوای مسلح افغانستان است. از این جهت مواظبت از بهبود وضعیت هر سرباز تا عالی ترین جنرال ما فرض العین ماست. هیچ درزی بین سرقوماندانی اعلی و قوای مسلح امنیتی و دفاعی افغانستان وجود پیدا کرده نمی تواند و معنی آن این است که سرقوماندانی اعلی قوماندانی روزانه را نمی کند، فضای اعتماد را ایجاد میکند تا هر یک از اراکین ما با آزادی و با ظرفیت مسلکی و قضاوت مسلکی کارهای خود را انجام دهند. در عین حل ما مشکلات داشتیم اما پیش از اینکه به مشکلات برویم، سرعت جنگ ۱۳۹۵ به مراتب از جنگ ۱۳۹۴ بود باز هم تا به حال از شش مرحله دیگر جنگ تیر شد و ماه گذشته شدیدترین مرحله جنگ تحمیل شده بود سر ما، اما چه موجب امیدواری است کار را که در ۱۳۹۴در دو ماه سه ماه انجام میدادیم در ۱۳۹۵ حال در سه روز تا یک هفته انجام میدهیم. سرعت عمل تان، سرعت تصمیم گیری تان، سرعت استعمال قوه تان به صورت اساسی تغییر کرده است، چرا از جهت که سال ۱۳۹۵ پیش بینی کرده اید. برای ۳۴ نقطه که آسیب پذیر بود پلانهای منظم ساخته اید و از عملیات شفق دست آوردهای کلان داشت اینکه جنگ از یک حالت به یک حالت شدید دیگر رفت معنی اش این نیست که عملیات شفق موفق نبود. عملیات موفق بالعکس یک عملیات بسیار موفق بود اما در هر عملیات در هر پلانگذاری انعطاف به کار است و بحث که دو ماه پیش ما همرای وزیر صاحبان، لوی درستیز صاحب، معین صاحب ارشد، از شورای امنیت ملی داشتم این بود که برای وضعیت غیر قابل پیش بینی شده باید آمادګی بگیریم و خوشبختانه بحث که همرای جنرال صاحب نیکولسن داشتم آمادگی کامل آمد و به این اساس تعبیه قوت های بین المللی همرای تان بصورت اساسی صورت گرفت، سه هفته آینده هنوز هم هفته های سخت خواهد باشد. آمادگی کامل به کار داریم چون این حالت جنگ از یک حالت جنگ نا اعلام شده به یک حالت جنگ اعلام شده بدل شده و ابعاد این را می فهمید بصورت بین المللی بصورت بسیار موثر سرش کار دارم.  در سال ۱۳۹۴ ما و شما در انزوا بودم، امروز یقین داشته باشید که دشمنان قسم خورده افغانستان در حال انزوا است و افغانستان دوباره محراق و محور توجه بین المللی است چرا از خاطریکه ما برحق هستیم و ما مناسبات را ایجاد کردیم که برحق بودن ما را  به اساس منطق و به اساس قربانی، اگر قربانی تنها بود کفایت نمیکرد اگر منطق تنها میبود اما ترکیب قربانی و منطق موجب فضای اطمینان شد. مشکلات را داشتیم، یکی از مشکلات بنیادی ما این بود که اردوی ما توانسته هر ولسوالی افغانستان را فضل خداوند دوباره بگیرد، اما پولیس ما توان این را نداشته که نگه اش کند و ضرورت از اینست که سر ازین فکر اساسی شود از خاطریکه اول پولیس هشت سال بعدتر شروع شد، این بحث است که شما باید در بین خود انجام دهید.

قوای هوای قهرمانی های نهایت زیاد کردند، جنرال صاحب وهاب و دیگر پیلوتها، پیلوتهای ما از پیش شان همیشه ممنون خواهد بودیم. مگر در سال ۱۳۹۴ مجبور شدیم که هلیکوپترهای میم ۱۷ ترانسپورتی را به هلیکوپترهای جنگی بدل کنیم. اگر سه هلیکوپتر ۳۵ Mاز هندوستان به وقت نمی آمد، شاید وضعیت بدتر می شد، اما در سال ۱۳۹۵ شما بعد از ۴۰ سال شاهد این شدید که قوای هوایی جدید افغانستان در حال ایجاد است و این امکان این را فراهم کرد که تصمیم گیری شما در قسمت کمک هوای به تصمیم گیری داخلی مبدل شود و هنوز هم حمایت آر اس به کار است اما نقاط بنیادی مانده.

حال با چه مصادف است؟ اگر سال ۱۳۹۴ سال بقا بود، اگر سال ۱۳۹۵ سال دفاع انسجام یافته بود، سال ۱۳۹۶ باید چه باشد؟ تحرک بنیادی، و تا ۱۳۹۸ هدف ما چیست؟ ایجاد شرایط پیروزی، ایجاد شرایط تحکیم . این را بخاطری گفته میتوانیم که باید هدفمند باشیم و درین چارچوب است که کنفرانس بسیار مهم شما واجد اهمیت بسیار خاص می شود.

اما امروز دیدید که یک نفر  کاهش پیدا نکرده و ضرورت یک پلان بسیار واضح بوده همرای جنرال صاحب نیکولسن یک پلان بسیار واضح سه ساله برای ایجاد شرایط موفقیت روی دست است. شرایط موفقیت نه شرایط بقا، بقا را شما تامین کرده اید. حالا باید شرایط موفقیت را سرش به صورت بنیادی فکر کنیم. از این جهت من می آیم سر حالت فعلی. آمادگی های زمستان، حد اقل ۹ موضوع عمده داریم که باید سرش فکر جدی شود.

اول از دو سال گذشته چه درس گرفتیم؟، انسان خواسته عمده اش اینست که هم از موفقیتهای خود و هم از اشتباهات خود درس می گیرد، بنابر این درسهای مثبت ما چیست؟ ما که همرای کاندیدان مختلف صحبت میکنم از پیش شان پرسان میکنم که موفقیتها، مشکلات و ناکامی ها چیست؟، دربین تان اجماع است اما این اجماع باید روی کاغذ بیاید چه از افسران که به سطح دگرجنرالی و سترجنرالی و یا تورنجنرالی هستند، چه از افسران نو ما که به سطح دگروالی است وقتی که این سوال میشود جواب دارد. امید است این جواب ها روی کاغذ بیآید. به صورت منظم باید بگویم چرا بعضی حوادث تکرار میشود، بطور مثال کندز چرا تکرار شد؟

این ضرورت به فکر منسجم دارد، این از خاطر آن نیست که ما گذشته را تغییر داده میتوانیم اما آینده را تغییر داده میتوانیم. و ضرورت بسیار واضح است که آینده را متفاوت بسازم. چون مردم طاقت این را ندارد که بار بار بیجا شوند. می فهمید مقدار خسارات مالی از نگاه بیجا شده گان تنها دو میلیارد افغانی است. دیگر ضرورت واضح است که ما درس های خود را به صورت واضح بگیریم.

دوم کاهش تلفات، من همه تانرا از خاطر حادثه اسفناک غورک تسلیت می گویم، اما مقدار تلفات ما نهایت زیاد است، بحیث یک برادرتان، بحیث کسیکه باید به خانواده های این شهدا تلفیون کنم و تسلیت بگویم، من به این باور هستم که توجه منظم برای کاهش تلفات موجب تقلیل تلفات شده می تواند. استحکامات ما در بعضی جاها مشکلات جدی داشته، پولیس ما قربانی های نهایت زیاد داده و جناب جاهد صاحب از پیش شان متشکر هستیم، اما جلوگیری از تلفات باید به یک اصل اساسی مبدل شود. چه کرده میتوانیم تا این قهرمانان خود را جان های شان را حفظ کنیم. و تبدیل انتقالات از آنها و ترتیب توجه از این ها، امید است شما خبر داشته باشید که دوسیه شهدا از این سه ارگان من منظم شخصاً من بررسی میکنم. کسکه شهید میشود باید فراموش ما نشود چون هر همسنگرش فردا این را به یاد داشته  می باشد و در این بخش من میخواهیم هم از جنرال صاحب سیاووش و هم از جنرال صاحب نوابی واقعاً ابراز امتنان کنم، مخصوصاً تغییرات که در شفاخانه سردار محمد داوود خان آمده امروز موجب آرامی خاطر ما است. سه سال پیش قوای امنیتی ما و اردوی ما سر شفاخانه ما اعتبار نداشتند. جنرال صاحب سیاووش از شما و تمام همکاران شما از صمیم قلب تشکر میکنم. شفاخانه پولیس قسمیکه جناب جاهد صاحب توجه شان است توجه به مراتب زیادتر کار دارد. امروز فرق از این سه شفاخانه بسیار زیاد است و یک انسجام سرتاسری باید وجود داشته باشد و اگر ضرورت این باشد که شفاخانه پولیس برای یک مدت تحت قیمومیت گرفته شود تا به عین سویه برسد، یک قدم مثبت خواهد بود. بین پولیس، اردو و امنیت ملی باید در قسمت معالجه  باید فرق وجود نداشته باشد و واضح است که شما میراث گرفته بودید، دور کردن مشکلات این بخش مهم است.

مسئله سوم جلب و جذب است. ضرورت بسیار واضح است خاصتاً که شرایط ایجاد شود که جلب و جذب فرزندان ما که همه رضاکار هستند و آمده اند دوباره چطور مدت قرارداد از این ها تمدید شده میتواند. من از قوای خاص ما، جنرال صاحب وزیری باز هم نهایت ابراز امتنان اما تلفات آخر قوای خاص ما مرا تکان داده است. پولیس خاص ما باید مجبور نشود که کار پولیس را در شاهراه ها انجام دهد. بد حالت وو درباندې راغی، په سر دې ورسوله درنه مننه اما دا خاص قوه خاص ده. او د دولت مټ او سوک ده.

هر قول اردو به همین اساس هر زون پولیس، هر قوماندانی باید در قسمت جلوگیری از تلفات و در قسمت بهبود و جلب و جذب یک پلان منسجم داشته باشد، و مشکلات قوماندانی جلب و جذب باید به صورت اساسی زیر بررسی گرفته شود، و نوع همکاری ایجاد شود. ازین جهت چون من زیادتر میخواهم که نتیجه این کنفرانس این باشد که به صورت بسیار شفاف از شما بشنویم.

قوماندان صاحبان قول اردو، جنرال صاحب وزیری، جنرال صاحب یفتلی، جنرال صاحب غوری، جنرال صاحب کتوازی، جنرال صاحب احمدزی و جنرال صاحب وفادار که تشرف ندارند، همه، زما غوښتنه داده چې بې کم و کاست یو تحلیل وړاندی کړی. هم جنرال صاحب ضیایی، جنرال صاحب گل نبی خان همه بدون کم و کاست یک تحلیل اساسی را پیش کنید. قوت های ما چیست، ضعف های ما چیست، مشکلات ما چیست، راه های حل را چطور می بینید. معلومدار جنرال صاحب قوای خاص وزیری صاحب، دا تحلیل باید وړاندې سي.

نقطه را که میخواهم برای تان اطمینان بدهم، برادران خبر بد را اول همرای من شریک کنید، خبر خوش را به مردم بدهید. خبر خوش به همه میرسد، اما وظیفه سر قوماندانی اعلی تان این است که از دیدگاه شما یک بررسی همه جانبه وضعیت را داشته باشد. سوال های عمده را زیر نظر بگیرید، و بگویید که چی ضرور است که قربانیای ما که قربانیست، سربازی ما که سربازیست، موثرتر شود. هر بخش و در این بخش هم خواهش دوم من از وزیر صاحبان محترم و اراکین مرکز، شما ولایات را بررسی کنید، ولایت شما را بررسی کند. آیا نوع پلانگذاری، نوع اکمالات، نوع تامینات، نوع استعمال بودجه کافیست، به وقت است و مشکلات چیست، ما هغه در یک خانه هستیم، بحیث اعضای یک خانواده برادروار باید مشکلات را از دیدگاه های مختلف ببینیم تا تجربه معلوم شود و فضل خدا در رهبری قوای امنیتی و دفاعی خود کسانی را داریم که همیشه در جبهه بوده و تصویر کلان را دارند، بنابرین وضاحت میشود، جنرال صاحب خالق خان، جناب جاهد صاحب، جناب حبیبی صاحب هر سه شان قوماندانی های قول اردو ها را کردند از دل تان میایند، و واضح زبان مشترک یکدیگر را میفهمید، همچنین قوماندان پولیس، اما ضرورت واضح است که یک بررسی وجود داشته باشد. پوست کنده تر صحبت کنم، اکمالات خیالی را بگویید که خیالیست، اگر در تشکیلات تان کمبود وجود دارد، به وضاحت بگویید که تشکیل واقعی چیست، ما باید یک تصویر واضح داشته باشیم که به اساس آن ما بتوانیم اولویت های زمستان و بعد از آن اولویت های سه سال آینده خود را تعیین کنیم. همدغه رقم جنرال صاحب وهاب خان، ټول شیان.

موضوع دیگر کشف اطلاعات است، اول از جناب ستانکزی صاحب و امنیت ملی، تمام رییس صاحبان امنیت ملی مخصوصا در ماه گذشته من ابراز امتنان میکنم.

در حالت رسیدم برادران که پیش بینی های امنیت ملی نود فیصد حد اقل یک هفته پيش از حملات تشخیص شده بود. این یک تغییر بسیار خوب است در ظرفیت امنیتی ملی و این نقطه واقعاً موجب امیدواریست. در سال ۱۳۹۵ مقدار رهبری ارشد طالبان از بین رفته، از تمام ۱۵ سال گذشته بیشتر است و این نوع کار مشترک امنیت ملی، وزارت محترم دفاع و داخله یک امیدواری واضح را ایجاد میکند اما باید زیادتر شود، کشف مخصوصاً در قسمت غورک من تحقیقات اساسی میخواهم، بعد از این اگر این رقم تلفات را مشاهده کنم، اقدامات به مراتب جدی تر خواهم کرد. چرا؟ سوال چرا را برادران به فرزندانم، به خواهرانم و برادرانم که اولاد خود را به ما و شما می سپارند باید جواب بدهیم. دیدید من افتخار این را داشتم که تابوت یک جنرال را سر شانه هایم حمل کنم و همیشه در خدمت تان خواهم بود، اما به همین رقم من برای هر سرباز افغانستان، به هر بریدمل افغانستان مسوول هستم و از تلفات باید پیش بینی وجود داشته باشد. کشف وزارت محترم دفاع، کشف وزارت محترم داخله با هماهنگی کامل با امنیت ملی باید قطعات را مورد بررسی قرار بدهند.

قابل قبول نیست که یک تعداد زیاد هاموی ها و تجهیزات ما به دست دشمن بیفتد، تشخیص منسجم باید وجود داشته باشد، وضاحت و قابل عمل باشد.

نقطه ششم، اما پیش از آنکه به آن بروم او حالت که همه چیز به شما می آمد به حیث تهدید، من به حیث قوماندانان قول اردو، قوماندانان زون و قوماندانان امنیه همرای تان همنوایی دارم، از خاطر که سر میز من که می آمد، این تهدید است، این تهدید است، این تهدید است، انسان انسان است اما نوع تهدیدات باید طبقه بندی شود و پیشرفت که رخ داده این است که جناب ستانکزی صاحب و امنیت ملی واقعاً فرق تهدید ها را حالا کرده میتوانند، بناً ضرورت به یک سیستم طبقه بندیست که کدام نوع تهدید را شما واقعاً جدی گرفته بتوانید و بالایش عمل کنید و حس خود تان بحیث رهبران با تجربه معلوم دار در این مهم است.

موضوع ششم سیستم های تقویتی ماست، مقداری کالوری که برای اردو و پولیس از ۴۰۰ کالوری از قوای خاص امریکا زیادتر است، اما سیستم های ما کار نمی کند، من زیادتر از ۷۴ جلسه تدارکات را شخصاً رهبری کردیم از خاطر اینکه پاسداران این مملکت باید نان، لباس، آب و امکانات شان برای شان برسد. درین بخش مشکلات در مرکز است و هم در ولایت، این مشکلات قابل تحمل نیست. در ختم زمستان یک سیستم واضح تدارکات و استحکامات باید وجود داشته باشد.

فساد یک بخش است، اما موثریت به مراتب مهم تر است و ما باید اطمینان داشته باشیم که سیستم های تقویتی واضح را داریم تا بتوانیم شما را مصروف این نسازیم. من یک لین خاص ایجاد کردیم که ۲۴ ساعت فعال است در سر قوماندانی اعلی اما واقعا خجالت میکشم که بعضی اوقات من اول از قوای خود می شنوم که پانزده روز یا بیست روز تنها با برنج یا نان خشک گذشتانده اند. کشف ما چی میکند، اطلاعات ما چی میکند، مردم به من تیلفون کنند و یا به رسانه ها تیلفون کنند. نظم غواړم، د دې شکایتونو رفع غواړم، دا خواهش نه ده، دا هدایت نه ده دا امر ده عملي کیږي به او څوګ نه عملي کیږي دلته تغییرات غواړم، واضح باید نظام اصلاح سي، دا امکانات د غلا لپاره نه دي راغلي، ځکه چې اخوا ته هغوی وینه ورکوي نو واضح باید تفتیش، ټول اصلاحات نظامونه اصلاح سي، غیر له هغه نه ټول ملکي کوم په څلورو میاشتو کې بیا به دې یونیفورم نفر پدې سیستمونو کې وي چې واضح یو بل سره پوه سو او دا زما خبره نه ده دا د عسکر خبره ده، دا د پولیس خبره ده، دا د بریدمل خبره ده.

موضوع هفتم، استعمال بودجه و ترتیبات اکمالات ما است قوای هوایی ما در صدر کار های ما قرار دارد، معلومدار اما کل سیستم استعمال بودجه ما باید به صورت اساسی سرش تجدید نظر شود. آیا موثر است کدام نوع مصرف و بارها در سال های گذشته این دو وزارت محترم بسیار بزرگ ما نتوانستند بودجه خود را مصرف کنند. بنابر این ایجاد یک سیستم به کار است و حرف در چیست. برادران عزیز! در چهار سال آینده ما باید زیربنای فزیکی قوای امنیتی و دفاعی افغانستان را برای چهل سال آینده تکمیل کنیم. دا یو لوی فرصت ده چې بیا نه راځي نو ضرور ده چې پوه سو، بعد از تمام کمک های که شده هنوز قوماندانان امنیه ما که در قلعه ها زندگی میکند. یک سیستم منظم باید به وجود بیاید که مصرف بودجه ما هدفمند شود و بصورت واضح قرار بگیرد، و در این بخش معلومدار یکی از نقاط بسیار عمده تعینات و ترفیعات است، در این بخش در سرقوماندانی سیستم های واضح به وجود میاید تا بتوانیم به سرعت تشخیص کنیم که کی وقتیکه یک خلا ایجاد میشود، یک فرصت ایجاد میشود به زودی انتصاب شود. ما با یک تغییر نسلی سر و کار داریم، ضرورت بسیار واضح است که بالای نسل نو سرمایه گذاری شود، از آن جهت خواهش من این است که تمام قوماندانان لوا، تمام قوماندانان کندک ها از طرف شما بررسی شود چون رهبریست و رهبری به صورت اساسی در تولی میرسد که سلسله مراتب چطور اجرا شود، جنرال های ما باید اطمینان داشته باشند که امر شان اطاعت میشود، از طرف جگړن، یا دگرمن یا دگروال و غیره این فرهنگ قبول نکردن اوامر جنرالان مجرب ما مورد قبول من نیست و اطمینان داشته باشید و هر کس را اطمینان بدهید که اگر امر تان را افراد مادون تان اطاعت نمی کند همان روز استعفای شان را قبول کنید و یا محاکمه میشود.



اردو و پولیس به بلی قربان تنها نمی شود، سلسله مراتب باید وجود داشته باشد و سلسله مراتب عملی شود، اینجا ضرورت واضح، پالیسی های بسیار مشخص و صلاحیت ها مشخص است و در این بخش من می فهمم که پیشنهادات دارید لطفاً پیشنهادات تان را شریک بسازید، من همرای یکی تان یک وقت بودم او وقت رئیس جمهور نبودم، یکی از همکار ها در یکی از قول اردوها برایم اطلاعات میداد، بعد از چند دقیقه قوماندان صاحب قول اردو مجبور شد که خودش اطلاعات بدهد، از خاطریکه او نفر را که برای این بخش روان کرده بودند ظرفیت این را نداشت اما قوماندان صاحب قول اردو صلاحیت این را نداشت که بگوید این نفر را که باید اپراسیون را تهیه کند، ظرفیت اش را ندارد، این حالت را برادرها باید تغییر بدهیم، به صورت واضح مورد اعتماد من هستید، اعتماد دو جانبه است.

موضوع هشتم، تجدید و احیای قوت های ماست. سال گذشته در دوران زمستان هدف عمده ما این بود که چطور ۲۱۵ را احیای مجدد کنیم، و زیادترین امکانات را سر ۲۱۵ و بعد از او سر ۲۰۹. این بار تنها به اردو کفایت نمی کند، به پولیس وزیرصاحب داخله توجه زیاد کرده اند، احیای پولیس باید به صورت اساسی مورد نظر ما باشد، احیای هر سه قوه را باید به صورت اساسی فکر کنیم. او یوې نتیجې ته ورسیږو. مخصوصاً چیزیکه کار داریم نظریات شما راجع به ایجاد قوت های ریزرف است، ضرورت واضح دارید که قوت های ریزرف را چه رقم ایجاد کرده میتوانیم و به چه شکل ان شا الله و تعالی پیشرفت خواهیم کرد.

موضوع آخر، آمادگی برای سال آینده است، و چهار نکته دارد، اول: پیشبینی دشمن، جنگ ما چند بعدی است ابعاد مختلف دارد اما حالا یک چیزی که اینجا نیست جنگ داخلی نیست بنابر این دشمن را باید با تعریف اش با وضاحت اش و پیش بینی همان لحظه است. در ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ همکاران عزیز شاهد هستند، ما توانیستم که پیش بینی اینها را به صورت واضح کنیم، هشتاد تا نود فیصد، به اساس او توانیستیم حملات و خیالات شوم آنها را دفع کنیم، پیش بینی شما قول اردو به قول اردو ولایت به ولایت ولسوالی به ولسوالی چیست؟ تا به اساس این یک تصویر عمومی را داشته باشیم، اگر شما خدای ناخواسته، در جای آنها می بودید، ضعف ها و قوت ها خودتان را چطور میدیدید، نقاط آسیب پذیری ما در کجاست، که از دیدگاه آنها ببنیم که بتوانیم، سر این به طور بنیادی فکر کنیم.

دوم، پلانگذاری موثر قوت ها است، استادها شما هستید، متخصصین شما هستید، موثرترین نوع پلان گذاری چیست؟ که باز هم از تجارب موفق دو سال گذشته از جناب لوی درستیز صاحب از زحمات شبانه روز ایشان در مرکز سوق و اداره، ابراز امتنان میکنم از بیگ صاحب، از معین صاحب ارشد که شبانه و روز در تلاش بودند و انسجام مرکز سوق و اداره به مراتب بهتر شده است، اما همه ضرورت این است که ببنیم که پلانگذاری موثر قوت های ما چه رقم است.

سه، استعمال موثر قوت چیست؟ ما قوت را بار بار استعمال کرده ایم، له ۲۰۰۶نه تر ۲۰۱۶پورې مو هلمند کې هر واری یو عظیم جنگ کړی دی، او په منځ ددې کې یا ختم د یو عملیاتو کې مو ویلي دي چې اوس خلاصه شوه، خو خلاصه نشوله، نو اوس ضرورت دی چې پوه شو د موثرې قوې استعمال څه دی. څنگه قوه په موثره توگه استعمال کېږي چې بیا د قوې استعمال ته ضرورت نه وي، یا په دې تحلیل یاست چې دا دوامداره ده چې پوه شو. اما د قوې موثر استعمال زښت ډېر ضرور دی، خاصو قواو نه څه غواړی؟ امنیت ملي نه څه غواړئ. پولیس نه څه غواړو قول اردو گانو نه څه غواړو، په کوم سطحه باندې څه غواړو موثریت په څه کې دی؟ ریاست محترم امنیت ملی یک تحلیل واضح را پیش کرده که ۳۳ ولسوالی است که در پانزده سال گذشته همیشه مرکز ناآرامی بوده، برای اینها پلان ما چیست؟ نوع ولسوالی ها و طبقه بندی ها موجود است که پیشنهادهای شما را در قسمت استعمال موثر قوه داشته باشیم، نقطه دیگر معلومدار با استعمال موثر قوا این است که پیشنهادهای تان در قسمت همکاری موثرتر و حمایت قاطع چیست؟ نوع همکاری تان فضل خداوند بسیار خوب است، هماهنگی تان بسیار خوب شده است، من میخواهم از جنرال نکولسن و همکاران شان تشکری کنم، نه تنها بخاطر رهبری تان، بلکه از تمام تیم شما بخاطر قربانی ها و تعهد تان و اینکه شانه به شانه ما ایستاده اید، این یک کمک قابل ملاحظه است و من می خواهم که در پایان کنفرانس دو موضوع را واضح سازید که چگونه شما راه های موثر هماهنگی را می بینید و چگونه کارمندان بلند رتبه ما در ساحه، بهترین راه هماهنگی را مشاهده کرده می توانند.

و نقطه آخر، ایجاد قابلیت انعطاف است، در جنگ یک چیز همیشه قابل پیش بینی است و او این است که تمام پیش بینی را سنجیده نمیتوانید، از او جهت ما باید یک قابلیت انعطاف داشته باشیم، اگر دو ماه پیش این را نمی سنجیدیم که روز شاید بیاید که هر شش قول اردو ما به جنگهای که تمرکز شان را میخواهد، و تمام توجه قوماندان صاحبان قول اردو را میخواهد مثل جنرال صاحب غوری سالهای گذشته ۲۰۷این مشکل را نداشت، اما شما بسیار با حالت دیگر مصادف شدید، سالهای بیشتر ۲۰۹ سه سال پیش همکاران که نشسته اند، زیادتر شکل امنیتی را داشت تا شکل جنگی را این تغییر میکند، از این جهت قابلیت انعطاف را چطور به وجود آورده میتوانیم، چون این ذهنیت که بعضی اراکین ملکی ما دارد که این کندک از من است او نیست آنها به کل افغانستان تعلق دارد اما ضرورت انعطاف را به طور اساسی چطور فکر کرده می توانیم.

په آخره کې زه غواړم بیا مننه وکړم لومړۍ غوښتنه مې داده چې زما د مننې مراتب هر سرباز هر بریدمل ته هر ساتنمن ته هر افسر ته، هر جنرال ته د زړه له کومې تقدیم کړی بل دا چې دا مننه یوازې زما نه ده، د ټول دولت مننه ده،  د امنیت شورا مننه ده، اتمر صاحب تشریف نه لري هغه له حد نه زیات زحمت گاللی دی، د مشرتابه مننه ده اما له ټولو نه مهمتر دا دافغانستان د ولس مننه ده د افغانستان ولس په تاسې باندې باور لري او دلیل یې ډېر ساده دی تاسې ټول د ولس زامن یاست، د ولس نه را وتلی یاست، یو هم مجبور نه وی چې دا مقدسه وظیفه سرته ورسوی او راشی، خپله مو فیصله وکړله چې دا مقدسه وظیفه سر ته رسوی.

زه د قرغیې په اکاډیمي کې وم، هغه ورځ چې ځوان هلکان او ځوانې نجونې فارغ التحصیلې شوې په هماغه ورځ ما په افغانستان باندې په راتلونکې باندې د باور علایم ولیدل هر یو ددې ځوانانو کولی شوای چې لاړ شي یو ملکی کار وکړي او دوه هفتې بعد همدغه ځوانان و چې به هلمند او روزگان کې و، نن ځیني ددغو ځوانانو په کفن کې دي په سور کفن کې دي خو ما ددوی په اراده کې شک ونه لید، ځکه چې تاسې ورته مثال شوی یاست، دا ملي اردو، دا ملی پولیس او دا ملي امنیت د افغانستان ویاړ دي او دا به استحکام مومي نن په جنگ کې یوو سبا په سوله کې درته ډېرتر ضرورت دی، نو ځکه دا ستاسې سیمنار زښت ډېر مهم دی، زه به هر کاغذ چې تاسې په نتیجې ورسېږی یقین وکړئ موږ به یې نه یوازې په دقت ولولو بلکې ټوله د امنیت شورا او سرقوماندي که ورځ وي د ورځې که هفته په کار وي هفتې کې به په ډېر دقت ستاسې نظریات اوري زه بیا هم درنه مننه کوم خدای مو حافظ او ناصر اوسي او خدای مو د افغانستان د خدمت لپاره لا بریالي کړي.



یشه سن افغانستان 

پاینده باد افغانستان

تل دې وي افغانستان