image image image image image
منابع طبیعی محور اصلی اعتماد ملت هاست
۱۸ سرطان آب از جمله منابع طبیعی، مانند سایر داشته ها، ملکیت و سرمایه بالقوه ملی کشور ها و محور اصلی اعتماد ملت ها نسبت به آینده بوده  که استفاده، حفاظت و بهره برداری از آن جزء وظایف نظامها را تشکیل می دهد.
مسأله آب امروزه در سطح جهان از موضوعات مهم قابل بحث به شمار می رود که مدیریت سالم آن کشور ها را ملزم به استفاده جهت ارتقای سطح اقتصادی، تامین مناسبات سیاسی و فرهنگی و عرضه بهترین نوع خدمات برای ساکنان آن که در  حقیقت مالکین اصلی و بلامنازعه  این نعمت خدادادی می باشند، می گرداند.
افغانستان دارای منابع آبی فراوان در سطح منطقه و جهان می باشد که تا اکنون نتوانسته آب های خود را آنطوریکه که ایجاب می نمود، مدیریت و ازین ظرفیت های خویش بهره برداری بهینه بعمل آورد، چنانچه نظر به سروی های که صورت گرفته، از جمله ۷۵ ملیارد متر مکعب آبی که سالانه درین کشور حاصل می گردد، فقط ۲۰ الی۲۵ فیصد آن در بخش زراعت و آبیاری در کشور به مصرف رسیده متباقی این سرمایه ملی بدون استفاده از محدوده کشور خارج و به هدر می رود.
با درک اهمیت آب مخصوصاً آبهای شیرین که نیاز ضروری انسانها را می سازد و یکی از منابع عمده در افغانستان به حساب می آید بخاطر افزایش موثریت زراعتی و کاهش فقری که دامنگیر کشور می باشد، دیپلوماسی آب و سرمایه گذاری روی پروژه آبها امر اجتناب ناپذیر و حتمی تلقی میگردد.
این در حالیست که افغانستان با وجود داشتن امکانات و ظرفیت های فراوان از جمله منابع سرشار طبیعی مانند معادن و منابع آبی هنوز هم در قطار کشور های عقب مانده اقتصادی قرار داشته از این ناحیه دچار مشکلات فراوان می باشد.
در همین حال جلالتماب محمداشرف غنی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان در نشست مشترک بورد نظارت و انسجام افغانستان و کشورهای تمویل کننده که بروز یکشنبه هجدهم برج سرطان در کابل برگزار شده بود، گفت: حکومت افغانستان اساسات قانونی را به خاطر بهره برداری از منابع آبی خویش ایجاد و سرمایه گذاری روی منابع آبیاری و بندهای آبی را نیز سرعت خواهد بخشید.
افغانستان امروز با راه اندازی برنامه های ملی مصمم است تا عرصه های جدیدی را برای رشد اقتصادی و خود کفایی با استفاده از امکانات و ظرفیت های طبیعی و بومی خویش جستجو و با تطبیق چنین برنامه ها انگل های فقر را از روی شانه های مردم برداشته زمینه های متنوع پیشرفت و انکشاف را مهیا گرداند.
استفاده از منابع طبیعی که جز لاینفک سرمایه های ملی به شمار می رود، حق مسلم کشور های بوده،  هر کدام در محدوده جغرافیای خویش می تواند بر آن مالکیت داشته باشند. که با سرمایه گذاری و مدیریت دقیق، بهره برداری از این منابع می تواند برای تقویه بنیاد های اساسی انکشاف افتصادی که مبنای انکشاف در سایر عرصه نیز بوده می تواند، اقدام به رهایی از فقر و عقب مانی نماید.
درین هیچ جای شک باقی نمی ماند که کشور ها در محدوده حاکمیت ملی خویش مکلف به حفاظت از ارزشها و داشته های ملی خویش می باشد که این حق با در نظر داشت اصول پذیرفته شده بین المللی کاملاً محفوظ بوده، احدی اجازه مداخله در آنرا ندارد. و این برای آنکه هر کشوری متکی بر سرمایه های ملی خویش قادر به حفظ حیات و ادامه زندگی خود بوده می تواند و بس. و هرگاه کسی مانع  چنین حق می گردد، آشکارا متعرض به حق مالکیت و حاکمیت کشور ها گردیده اندیشه نابخردانه ای را در بحث دیپلوماسی آب مطرح می نمایند.
با وجود آنکه افغانستان نظر به خصوصیت جفرافیایی اش کوهستانی و دارای منابع سرشار آبی می باشد، آبهای این کشور که از سلسله جبال های پامیر، بابا و... سرچشمه گرفته تا بحیره اورال و سایر نقاط منطقه جولان می یابد، هیچگاهی مدیریت و مهار نگردیده بی مهابا و سخاوتمندانه در دامن تشنگانی که هیچگاهی شکرانه آنرا بجا نیاورده اند، ریخته است، با آنهم عده ای به خود این حق را داده اند که این عطیه و حاتم بخشی های سخاوتمندانه افغانستان را نادیده انگاشته از مدیریت آن که بدون شک با در نظرد داشت و رعایت جنبه های تخنیکی و مسایل مربوط به کنترول و مهار آب ها بر اساس اصول و قواعد بین المللی در خصوص آب مطمح نظر خواهد بود، احساس تشویش و نگرانی نمایند.
دولت جمهوری اسلامی افغانستان با استفاده از حق حاکمیت ملی خویش آبهای کشور را مدیریت خواهد کرد و این امر برای هر عقل سلیم قابل درک است که منبع و سرچشمه آبی که از افغانستان باشد،  جزء مالکیت این کشور بوده حق استفاده از آن برای خودش محفوظ و در حیطه صلاحیت های قانونی خود این کشور می باشد.
طالبان عامل اصلی کشتار مردم ملکی
طالبان و دیگر مخالفین دولت که همواره داد از اسلامیت می زنند و حتا در سایت های رسمی شان قتل مردم ملکی را جنایت جنگی می خوانند،ولی در عملکرد کار شان به خاک و خون کشیدن مردم ملکی و از بین بردن دار و ندار آنهاست ،بالاخره در گزارش تحقیقی معتبر یوناما ثابت شد که عامل اصلی کشتار مردم ملکی در افغانستان طالبان است. دفتریوناما از شش ماه اول میلادی 2017 گزارشی را در مورد تلفات ملکی در منازعات مسلحانه تهیه کرده است که ارقام درشتی از جنایات جنگی طالبان را به نمایش می گذارد.

در این گزارش به تعداد5243(1663 کشته و 3581 مجروح) در شش ماه اول میلادی به ثبت رسیده است ، که در آن آمار کشته شده گان افراد ملکی دو در صد افزایش را نشان می دهد.

به رویت این گزارش، از اول جنوری 2009 تا 30 جون2017 منازعات مسلحانه جان 26512 را گرفته است و 48931 تن را مجروح ساخته است .
این ارقام نشان می دهد که طالبان با حملات گوناگون تروریستی خانواده های زیادی را به گلیم غم نشانده است و موجب بدبختی مردمی شده است که اصلا در جنگ میان حکومت و آنها نقشی نداشته است .

گزارش حاکی است که در طی این شش ماه بیشتر آسیب جانی و مالی برای افراد ملکی از طریق مواد تعبیه شده انفجاری رسیده است که بیشتر آن توسط طالبان ساخته و پرداخته شده است. متاسفانه آمار کشته شده گان زنان و اطفال در این گزارش افزایش 23 در صد را نشان می دهد.طالبانی که خود را نجات دهنده گان مردم افغانستان می دانند حتا به زنان و اطفال معصوم نیز ترحم نداشته اند.
به استناد این گزارش طالبان از مجموع حملاتی که به آنها نسبت داده شده است مسوولیت 94 حمله آن را در طی همین شش ماه به عهده گرفته است که در آن 104 تن به شهادت رسیده و 153 تن دیگر زخم برداشته اند.
به رویت این گزارش دردناک و پر از ارقام درشت از تلف شدن افراد ملکی جا دارد از این گرگ های خون آشام پرسیده شود:
نه به عنوان یک مسلمان ، بل به عنوان یک انسان حتا اگر وجدان تان را هم فروخته باشید
کشتن این همه انسان و به خاک و خون کشیدن این همه مردم بی گناه روح پلید شما را اذیت نمی کند؟
پاسخ تان برای فرزندان تان که دوست دارد فرزند کسی باشد که دستش در خون بی گناهان آلوده نباشد چیست؟
و مهم تر از همه ، به راستی اگر شما معتقد به دین مبین اسلام هستید ،فردا چه چیزی را به میدان حشر به خاطر توجیه این کردار تان به پیشگاه حق پیشکش می کنید . همین گزارش یوناما را شفیع می سازید یا قرار داد نامه با ماشین آدم کشی بادار تان را ؟
آب هلمند، طلا بر روی زمین
افغانستان کشوری است  که منابع سرشار و دست ناخورده  در زیر زمین دارد که می تواند اقتصاد این کشور را شگوفا کند و آن  را به لحاظ توسعه اقتصادی در جایگاه بهتری میان کشور های منطقه قرار بدهد. بسیاری از بحران های سیاسی افغانستان به نحوی از انحا به  این مساله ربط دارد. جنگ و نا امنی چندین دهه در افغانستان بر سر همین  منابعی  است که در دل کوه و سنگ این کشور خوابیده است.
مواردی که بر شمرده شد با ساز و برگ های بیشتر از این، چنان خوره ای سال هاست ذهن  و روان مردم مارا خورده است .
مردم افغانستان در کنار نگرانی این مساله که چگونه می توانند ازین منابع نگهداری کنند ،نگرانی بزرگتر از این را هم داشته اند  و ان این که روزی خواهی نخواهی این منابع به پایان می رسد و فرزندان شان که  باید در این سر زمین زنده گی کنند با چه سر نوشتی مقابل خواهند شد؟ آیا این منابع موجود در پی بحران های  سیاسی که دامنگیر این کشور است ، زمینه توسعه یک اقتصاد پایا برای کشور را  در   قبال  خواهد داشت ؟اگر پایان این جنگ ها بر سر منابع افغانستان با پایان یافتن این منابع همراه باشد، آینده این کشور چه خواهد شد؟ و حتا در یک پیش فرض بسیار خوشبینانه که این منابع به نفع افغانستان استفاده شود و این کشور به سطحی از رفاه اقتصادی برسد ،تداوم نسل های بعدی برای  داشتن اقتصاد پایدار و زنده گی بهتر چه فرصت هایی وجود خواهد داشت ؟سوالاتی از این دست سبب شده است که پشت چندین نسل که نگران ادامه  نسل های شان در این کشور اند را بلرزاند. براستی این منابعی که سالها در زیر زمین  دست ناخورده باقی مانده است ، امکانات اول و آخر این کشور برای برون رفت از این وضعیت نا به هنجار اقتصادی است و آیا سر دمداران قدرت  سیاسی در کشور در طی ماموریت شان در سال های گذشته هیچ تلاشی برای برون رفت ازین بحران کرده اند؟
در حالی که مسوولیت آن ها  حکم می کرد که می بایست به یک سری از این نگرانی ها نقطه پایان بگذارد.
نتیجه اعتماد مردم  به حکام در طی چندین دهه پسین جز تشدید فقر و تداوم  بحران های خانمان سوز چیز دیگر نبوده است .
حضور جنگ  های دوامدار و بحران های سیاسی در طی چهار و اند دهه سیاسی افغانستان را به کشترار سوخته ای  مبدل ساخته است که هرچه  زمین آن را بکاوی تا  با یافتن ریشۀ گل سرخی  دل خوش کنی ولی جز خار و کاکتوس های دل آزار چیز دیگری نمی یابی . با این اوصاف مردم حق دارند که گوهر اعتماد شان را  بر زمین بزنند و حتا به سایه ی خود نیز شک کنند.
اما حرف این است که پایان کار یک سیاست گذار و پایان زمان خدمت یک رییس جمهور به هدر رفتن فرصت ها  به هیچ وجه پایان زنده گی و دنیا نیست.ناگزیریم بر گردیم  بر سر کار های مان  و بعد از سر به سنگ خوردن هایی پیهم یک بار دیگر آستین را بالا بزنیم و هرکس به مقدار توان و  توشه اش در آباد کردن این ویرانه دست به کارشود.
در ازدحام صدا های  نا امید کننده و تبلیغات  رسانه ای جنگ و انتحار، صدا هایی هم وجود دارد که از فردای روشن و امید بخش حرف می زند . به این صدا ها گوش بسپاریم و آن را قوی تر کنیم و نگذاریم که میان توفان عقده های سیاست های ویران گر و خود خواهی  عده ای نابود شود.
یکی ازین صدا ها ترنم آب هلمند است که  مانند طلا به روز زمین جاریست . مهار آب هلمند یکی از بهترین برنامه های حکومت است که می تواند سود فراوانی  به نفع  افغانستان به دست بیاورد. طرح و تطبیق برنامه حکومت در قسمت مهار کردن  آب هلمند که نتوانسته ایم  تا اکنون از آن به عنوان یک منبع عایداتی استفاده کنیم ،  دستاوردی است  که می تواند سر چشمه گشایش راه های بسیاری برای توسعه اقتصاد کشور باشد. پوهنمل آقا فهیم  در کتاب ازشمند خود"آب صلح و امنیت برای همه" به ارزشمندی وجود این آب ها در کشور این گونه اشاره می کند:
"در شرایط امروزی که تهدیدات رایج امنیتی که بیشتربعد نظامی و سیاسی داشتند به تهدیدات اقلیمی وزیست محیطی تغیر شکل داده اند، این وابستگی های آبی می تواند بستر مساعدی را برای همکاریهای منطقه ای فراهم ساخته وامنیت ملی کشورها را تابعی ازامنیت منطقه ای قراردهد. این یعنی افقی جدید وفرصتی تازه برای همکاری ها در جهت صلح و امنیت منطقه ای و ادغام منافع کوچک ملی در منافع گسترده منطقه ای".
و حالا درست زمان آن فرا رسیده که از منابع آبی خود در جهت تامین امنیت با کشور های همسایه و توسعه اقتصاد کشور  استفاده کنیم .
غایت مفهوم به خود آمدن و بیداری ملت ما این است که  قدر این گونه  دستاورد ها را بدانند و آن را حمایت کنند . حمایت از کارکرد ها و دستاورد ها ، هم به معنای سپاسگزاری است و هم به معنا ایجاد فرصت های بیشتر برای گسترش این گونه طرح ها .
محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور  با طرح مهار آب هلمند که پیشینۀ جنجال بر انگیزی نیز داشت ،  مخالفت تعداد زیاد را هم دُر داخل کشور که طرفدار منافع ایران اند و هم چشم کشی ها وکینه توزی های حکام جمهوری اسلامی ایران را متحمل شد تا بتواند از این منبع سرشار در توسعه اقتصاد  کشورش استفاده کند. حالا نوبت ماست که این دستاورد را پاس بگذاریم و برای عملی شدن این گونه طرح ها  که می تواند افغانستان را به یک کشور با ثبات به لحاظ اقتصادی  در سطح آسیا مبدل سازد حکومت را در این زمینه بازو بدهیم و این صدا را تقویت کنیم .
ولسوالی ناوه ولایت هلمند به تصرف نیروهای امنیتی درآمد
ولسوالی ناوه ولایت هلمند که از چندی بدینسو در کنترول طالبان قرار داشت، به تازه گی در نتیجه عملیات نیروهای امنیتی ودفاعی کشور از تصرف این گروه بیرون شده وبه کنترول دولت درآمده است.

جنرال محمد رادمنش، معاون سخنگوی وزارت دفاع ملی روز یکشنبه در پاسخ به پرسش های خبرنگاران در مرکز اطلاعات ورسانه های حکومت گفت: عملیات به هدف پاکسازی کامل مناطق شمالی وجنوبی  ولسوالی ناوه هم اکنون جریان دارد و با پاکسازی اطراف این ولسوالی از وجود طالبان زمینه برای عرضه خدمات عامه درناوه، فراهم خواهد شد.

جنرال رادمنش درهمین حال افزود که درنتیجه بازپس گیری ولسوالی ناوه ده ها تن از افراد طالبان کشته وزخمی شده اند.

نشست هماهنگی سخنگویان ارشد سکتور امنیتی برگزار گردید
سخنگویان ارشد سکتور امنیتی حکومت، روز چهارشنبه ۲۱ سرطان در مرکز اطلاعات ورسانه های حکومت، بر هماهنگی بیشتر در راستای یکدست سازی اطلاعات و شریک کردن آن با رسانه ها، تأکید کردند.

فیروز بشری، معاون مرکز اطلاعات ورسانه های حکومت در مورد کار مشترک با سخنگویان و رسانه ها توضیح داده وروی اهمیت هماهنگی درعرصه اطلاع رسانی صحبت نمود.

در همین حال، سخنگویان حکومت ادامه نشست های هماهنگی سخنگویان ارشد سکتور امنیتی را برای فراهم سازی زمینه اطلاع رسانی وهماهنگ سازی اطلاعات امنیتی مفید تلقی کردند وخواهان افزایش برگزاری اینگونه نشست ها شدند.

دواخان مینه پال، معاون سخنگوی ریاست جمهوری که ریاست جلسه را برعهده داشت، با صحبت های رهنمودی خود برای سخنگویان حکومت، بریکدست بودن اطلاعات وهماهنگی بیشتر میان سخنگویان حکومت تأکید داشت.
###

انتشارات

  • خبرنامه
  • ویژه نامه
  • اشتراک کنید
faceBook icon twitter icon flicker icon youtube icon