faceBook icon twitter icon flicker icon youtube icon
  • GMIC Facebook
  • GMIC Twitter
پاکستانی که ما نمی شناسیم PDF چاپ نامه الکترونیک
نشر: مرکز اطلاعات و رسانه های حکومت   
يكشنبه 08 اسد 1396 ساعت 14:59

مشکلات افغانستان با پاکستان - کشوری که منافع اش در ایجاد بحران کشور های همسایه  نهفته است- بسیار فراتر از گفتگو هایی است که  در مجالس سیاسی ما مطرح میشود. افغانستان به عنوان کشوری خسته از جنگ دوست دارد با تمام همسایه هایش رابطه حسنه داشته باشد و به دلیل مشترکات زبان و فرهنگی  با ساکنین مرز های کشور های همسایه به ویژه پاکستان و نیازمندی های اقتصادی که  ایجاب می کند  تا داد و ستد هایی میان هردو کشور وجود داشته باشد.


چنین فکری در یک وضعیت عادی برای تقویت حسن همجواری بسیار با ارزش و ستودنی است .اما پاکستان آن کشوری نیست که با نشان دادن حسن نیت از جانب ما به تغییر برنامه های استراتیژیک و ویران کننده اش در مورد افغانستان بپردازد.
متاسفانه دانش و آگاهی ما در مورد پاکستان بسیار سطحی و محدود است .پاکستان به عنوان یک دانه سرطان در کنارکشور همسایه ی خود هر روز بیشتر از پیش رشد می کند.ترور، انفجار، انتحار ،افزایش بحران و دیگر ساز وبرگ های مرتبط به این، چیز هایی است که در ماموریت استراتیژیک پاکستان وجود دارد . تا فرصت  تعمیل این کنش ها وجود داشته باشد کشوری به نام پاکستان وجود خواهد داشت .


سیاست مداران پاکستانی برای بقای کشورشان  در کنار تطبیق برنامه های استراتیژیک  افزایش بحران در کشور های همسایه ، روی ذهنیت جامعه خویش نیز کار می کنند تا همسو با سیاست ایدیولوژیک کشور شان فکر کنند.رسانه های پاکستانی بی هیچ قید و شرطی در مسیر این ایدیولوژی  کار می کنند.


با این حساب مشکلات افغانستان و پاکستان تنها مساله دیورند و طالب  نیست .حتا اگر در یک پیش فرض ناممکن، افغانستان مایده دیورند را بپذیرد و طالبان هم جایگزین نظام حاکم شود، باز پاکستان با چیزی به نام افغانستان مشکل استراتیژیک دارد.
کرستین فییرپژوهشگروپاکستان  شناس نامدارغرب در کتاب معتبر خود "جنگ تا آخرین نفس" که توضیح شیوه های جنگ ارتش پاکستان و راهکار ایدیولوژیک  آن هاست ،می گوید:
"ارتش پاکستان از بدو تولد يك سازمان ايديولوژیک بود. اين ارتش از همان فرداي تولدش اسلام گرایی را به عنوان ایدیولوژی سازماني اش برگزید."
بار ها دیده ایم که اسلام گرایان پاکستانی جهاد را در افغانستان روا دانسته اند و برای  بر اندازی نظام های حاکم  در این کشور  تلاش کرده اند. سیاست مداران پاکستانی تا اکنون توانسته اند  از دین به عنوان یک حربه  کشنده  برای برآورده شدن مقاصد ایدیولوژیک شان استفاده کنند.
اما گاهی اتفاقاتی پیش می آید که نشان می دهد سیاست مداران پاکستانی بسیار با فرومایه گی با سؤاستفاده از دین کرامت انسانی و اسلامی را  زیر پا می گذارند تا به منافع شان اندیشیده باشند.انفحار در دهبوری کابل و انتحار در لاهور  یکی ازین مثال هاست .به بی شرمی رسانه های پاکستان باید تعجب کرد که چگونه می تواند یک عملکرد غیر انسانی که باعث تلف شدن افراد ملکی می شود، در پاکستان شهادت می آفریند و در افغانستان هلاکت .


با این رویکرد ، ما نیاز داریم که عینک های خوشبینی خود را در قبال پاکستان برداریم و پاکستان را آن گونه که هست بشناسیم .تبارز احساسات چه مثبت و چه منفی در مقابل پاکستان مشکلی را حل نمی کند . آنچه که می تواند پاکستان را به حاشیه بکشد ، به کار بستن  تمام راهکاری است که می تواند اعتبار پاکستان را سطح روابط دیپلوماتیک دنیا پایین بیاورد  و جهان این کشور را به  عنوان فابریکه تولید و تورید تروریست بشناسند که بقای آن امنیت کشور های دیگر را نیز تهدید خواهد کرد و فرهنگ انفجار و انتحار  را به عنوان یک پروژه در سطح دنیا تعمیم خواهد داد.